Can – Could – Have to – Must
Can - could
این کلمات برای بیان توانایی و اجبار در انگلیسی به کار می روند. در مثال های زیر واژۀ can نشان دهندۀ توانایی در انجام عملی است که به وسیله فعل جمله بیان شده است:
He can speak five languages.
Can you help me with my homework?
He can't walk without a stick.
Who can answer my question?
آنچه که زبان آموزان را در استفاده از این واژه دچار مشکل می سازد معمولاً دو نکته است که هر دو به ساختار زبان فارسی مربوط می شود. نخست آنکه در زبان فارسی فعل توانستن مانند دیگر افعال صرف می شود در حالیکه در انگلیسی این واژه جزو افعال کمکی است و با استفاده از آن، چنانکه در مثال های بالا نیز دیده میشود، میتوان جملات را منفی یا سؤالی کرد. مانند:
He can not go.
نکتۀ دیگر اینکه برای بیان توانایی در زمان گذشته به دو صورت در زبان فارسی عمل می شود. به جملهای نمونه زیر توجه کنید:
الف – او توانست صحبت کند.
ب – او میتوانست صحبت کند.
میبینید که در هر دو مورد از واژۀ توانستن استفاده شده است. در حالیکه در زبان انگلیسی این دو جمله با افعال متفاوتی ساخته می شوند.
نخست باید دید تفاوت معنایی دو جمله فوق چیست. با کمی دقّت متوجه میشویم که جمله (الف) در مورد توانایی شخص در یک مورد خاص و در زمان خاصی صحبت میکند، در حالیکه جمله (ب) نشانگر توانایی او بهطور کلّی است. حال به معادلهای این جملهها در انگلیسی توجه کنید:
a – He managed to speak.
b – He could speak.
مشاهده میشود که در انگلیس یاین دو مورد با دو فعل کاملاً متفاوت و با ویژگیهای ساختاری متفاوت از یکدیگر بیان میشوند. این تفاوت ساختاری را می توان چنین نشان داد:
a – Could + [to مصدر بدون]
b – Manage + to + فعل
البته باید توجه داشت که این تمایز معمولاً در زمان گذشته وجود دارد و در زمان حال به ندرت مشاهده می شود.
have to (has to) – must
واژههای have to و must برای بیان اجبار به کار می روند. اگرچه تفاوتهایی بین معانی و همچنین ساختارهای دستوری این دو واژه وجود دارد. با توجه به این مسئله که در برابر هر دوی آنها در فارسی میتوان واژۀ «باید» را به کار برد، دانشآموزان معمولاً در استفاده از آن دچار مشکل می شوند.
Have to اغلب زمانی به کار میرود که اجبار شدید و اعمال شده از سوی کسی، در کار باشد. به مثالهای زیر توجه کنید:
1- You have to complete your exercises by the end of the week.
2- Everyone have to obey the law.
3- You have to stop smoking, if you want to live here.
4- You don't have to drive faster than 50 Km/h on this road.
5- We have to do what the teacher said.
در تمام موارد فوق اجبار بیان شده در جمله بسیار شدید است.
لیکن اگر اجبار از سوی کسی نباشد و خودبهخود به دلیل شرایط خاصی به وجود آمده باشد، به جای have to از «must» استفاده می شود. به مثالهای زیر توجه کنید:
1- I must get up early to get to work at time.
2- It's raining, she must take her umbrella not to get wet.
3- Do you must make all that noise?
دو مطلب را باید به خاطر داشت:
اوّل، اگرچه هر دو ساختار «فعل + must» و «فعل + have to» نشان دهندۀ اجبار هستند، در صورت منفی شدن جمله فقط عدم وجود اجبار، یا به عبارت دیگر، اختیار را می رساند. به جملات زیر و ترجمه آنها دقت کنید:
1- You don't have to go into the room.
نباید داخل اتاق شوید.
2- You mustn't to go into the room.
مجبور نیستید وارد اتاق شوید.
3- You don't have to write the letter in pencil.
نباید نامه را با مداد بنویسید.
4- You mustn't write the letter in pencil.
لازم نیست نامه را با مداد بنویسید.
5- He have to be at work by 8:00.
او باید تا ساعت هشت سر کارش باشد.
6- He mustn't be at work by 8:00.
مجبور نیست ساعت هشت سرکار حاضر شود.
دوم آنکه چون must صورت ماضی (گذشته) ندارد، به جای آن از گذشتۀ have to یعنی had to استفاده میکنیم. با این حال آنچه در بالا گفته شد در حالت گذشته نیز صادق است.
حال این سؤال پیش میآید که گذشتۀ must not چیست؟ چون قطعاً (not have to) جوابگو نخواهد بود. می توان برای بیان آن از صورتهای منفی عبارات «may»، «can» و «be allowed to» سود جست. به جملات زیر و صورت گذشتۀ آنها توجه کنید:
1- The teacher says we mustn't speak in class.
The teacher did not allow us to speak in class.
The teacher said we couldn't speak in class.
The teacher said we might not speak in class.
2- You mustn't drive faster than 50 Km/h on this road.
You were not allowed to drive faster than 50 Km/h on this road.
لازم به ذکر است که برای منفی و سؤالی کردن ساختار (فعل + have to) از (do – does – don't – doesn't) استفاده می شود. چون در این ساختار have to نقش فعل کمکی را ایفا نمی کند.
نظرات شما عزیزان: